تبليغاتX
دوشنبه بارانی

دوشنبه بارانی

نيماي 60(درباه اسماعيل محرابي)

اسماعيل محرابيتصور اين كه او گزينه شعر پدر شعر نو را به دست بگيرد و به يكباره فرياد برآورد؛ «گرم ياد آوري يا نه/ من از يادت نمي‌كاهم» تا حدودي دشوار مي‌نمود. اما تئاتري كهنه‌كار اوايل دهه 50 به خوبي از عهده اين نقش برآمد. بنابراين نام اسماعيل محرابي در كنار نام نيمايوشيج از مشهورترين چهره‌هاي شعر قرن اخير قرار گرفت؛‌بازيگري كه از دوران پركاري سريال‌هاي دهه 60 مي‌آيد. چهره‌ ساده، در هيبت يك كارمند يا هر شغل اجتماعي ديگر كه در نقش پدر جوان خانواده روايتگر زندگي واقع و رئال بسياري از طبقات اجتماعي بود. او يكي از اصلي‌ترين چهره‌هاي طنز موقعيت در درام تلويزيوني بود كه به دليل ويژگي‌هاي فيزيكي و حالت چهره، مخاطب را در وضعيت غافلگيري و خنده توأمان قرار مي‌داد. مردي كه سال 49 از دانشگاه تهران ليسانس تئاتر گرفت، سال 59 با «كركس‌ها مي‌ميرند» به سينما آمد. بازي ساده و حسي خاص داشت؛ گونه‌اي از مواجهه بهت نقش، آنگاه كه مي‌توان تعجب و شگفتي را توأمان در نگاه و واكنش چهره تماشاگر هم جست‌وجو كرد. او در دهه 60 فيلم‌هاي فراواني بازي كرد.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 18:42  توسط ايليا آريايي نژاد  | 

چهره آن سال‌ها(درباره ابوالفضل پور عرب)

ابوالفضل پور عرببراي او تفاوت چنداني نداشت كه در نقشي كوتاه و كناري روي صحنه برود. چند ديالوگي نه چندان پرطنين هم بگويد و احتمالاً ياد نقش «ياگو» يا «رودريگو» در اتللوي شكسپير بيفتد. سپس آن حرف تاريخي استانيسلاوسكي را با خود تكرار كند كه ياگو و رودريگو بازيگر نيستند بلكه آدم‌هاي واقعي هستند و به اين شكل جادوي بازيگري را نه در كم و كيف يك نقش بلكه همچون حسي متراكم و انرژي گسترده‌اي در لابه‌لاي احساس های عمومی و توانايي‌هاي مختلف يك جامعه تفسیر كند. آن ايام براي ابوالفضل پورعرب كه در دانشسراي هنر، تئاتر خوانده بود، همه چيز در سپيده‌‌دم و غروب صحنه نهفته بود. آنجا كه صداي بازيگر تا صندلي آخر سالن حكمفرماست و آنجا آخرين تماشاگر سالن خود را در كنار بازيگر مي‌بيند. حوالي سال‌هاي 59 بود. تئاتر تهران انگار از همان حدود سالن‌هاي تئاتر شهر فرا نمي‌رفت و خود به خود غروب‌هاي سنگيني هم داشت. براي ابوالفضل جوان، اما هنرپيشگي اگرچه در هر نقشي جذاب بود، گاهي با رؤيا و افسانه گره مي‌خورد. كمي هم ته دلش با پرده نقره‌اي بود. بنابراين بايد تا حوالي يك لوكيشن مي‌رفت و توانايي‌هاي منحصر به فردش را در لنز دوربين به يادگار مي‌گذاشت. ابتدا دستيار كارگردان شد: «دزد و نويسنده» فيلم پركششي بود......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 18:22  توسط ايليا آريايي نژاد  | 

سال نو سنگلجي

جمشيد مشايخي بازيگر نامدار با نثري ساده نوشته است: «من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان / قال و مقال عالمي مي‌كشم از براي تو» سپس ادامه داده است: جشن نوروز را حضور ملت بزرگ ايران تبريك عرض مي‌كنم. كوچك ملت ايران، جمشيد مشايخي.
آن‌سوتر سعدي افشار در عكسي به خرداد ماه 91 لبخند زده است. در گوشه و كنار صحنه امضاهايي از داوود رشيدي، مرتضي احمدي و سعيد كشن‌فلاح ديده مي‌شود.
محمدعلي كشاورز نوشته است: «باز هم عيد نوروز را به مردم ايران‌زمين تبريك مي‌گويم و اميدوارم سنگلجسال آينده، سال تئاتر ايراني باشد»، سپس محمدمطيع، رضا فياضي و هادي مرزبان نوشته‌هاي خود را مرقوم كرده‌اند. در گوشه‌اي از اين صفحه عكسي از نمايش لبخند باشكوه آقاي گيل با بازي محمدعلي كشاورز و محمد مطيع ديده مي‌شود. در صفحات بعدي نوشته‌هايي از اسماعيل خلج، گلاب آدينه، عزت‌الله رمضاني‌فر، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان و ايرج راد ديده مي‌شود. تماشاخانه قديمي و سالخورده سنگلج به تازگي تقويمي براي سال 91 چاپ كرده است كه خودش نوعي نوستالژي است. در اين تقويم ديواري عكس‌هايي از بازي‌هاي عزت‌الله انتظامي، جعفر والي، اكبر عبدي و... به چاپ رسيده است.


+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1390ساعت 19:42  توسط ايليا آريايي نژاد  | 

درباره نمايش عروسكي موسي و شبان نوشته و كار فاطمه ابرار پايدار

هاتف جليل زاده - عضو كانون ملي منتقدان تئاتر ايران :اين روزها در حالي كه عمده سالن‌هاي سطح شهر ميزبان تماشاگران مختلف بود، در سالني دور از مجموعه تئاتر شهر يا ديگر سالن‌هاي مركز سطح شهر، نمايشي ساده و بي‌ريا روي صحنه رفت كه نويد روزهاي معناگراي تئاتر كودك و نوجوان و دور تازه‌اي در توليد ژانر آثار عروسكي مي داد. فاطمه ابرار پايدار، كارگردان جوان بانگارش و كارگرداني داستاني آشنا به ذهن و با استفاده از دستمايه نوستالژي برخي از نسل‌ها از شعر شهير حكيم مولوي در كتاب هاي درسي (موسي و شبان) به كشف زاويه ديد تازه‌اي در هنرهاي كودك و نوجوان رسيده است. موسي و شبان از توليدات جشنواره بين‌المللي تئاتر صاحبدلان است.
اين اثر در حالي به اين رويداد بين‌المللي راه يافت كه عنوان برتر را در ميان آثار كودك و نوجوان به خود اختصاص داده بود.
منبع :روزنامه ايران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1390ساعت 19:34  توسط ايليا آريايي نژاد  | 

اميد بي نياز:جريان نقد ژورناليستي در تئاتر تاثير گذار بوده است

اميد بي نيازاولین کارگاه علمی آموزشی نقد تئاتر برگزار شد
به گزارش خبرگزاری هنر «آرت نا»در این کارگاه یکروزه اعضای ایرانی کانون جهانی منتقدان تئاتر متشکل از محمد حسین ناصر بخت، مسعود موسوی، سید علی تدین صدوقی و امید بی نیاز   مباحث متنوعی را پیرامون اصول و مبانی نقد، کارگردانی تئا‌تر، چیستی نقد حرفه‌ای و ارتباط نقد با هنرمند و اثر هنری و همچنین جریان‌های نقد تئا‌تر بیان کردند. بر همین اساس امید بی نیاز در بخشی از سخنانش به نقد ژورنالیستی تئاتر اشاره کرد و گفت: جریانی داریم به نام نقد ژورنالیستی که نقدی در روزنامه ای چاپ می شود و همه آن را می خوانند و مرور می شود و جریانی که تاثیر گذار است . ما اگر پس از انقلاب از سال 1357 به بعد بررسی کنیم جریانهای زیادی در تئاتر بودند و رو در رو با این جریانات نقد نقش خاصی داشته است و حضور خودش را نشان داده است.  در حیطه نقد ما در سالهای دهه 60 تئاتر حماسی ، انقلابی و تئاترهایی مبتنی بر روزگار و جریانهای اجتماعی وجود داشته است.

 این منتقد افزود: در دهه 70 جریانهای دیگری در تئاتر ما شکل گرفت این جریانها با ظهور کارگردانهایی  همراه شدکه در کنار اسامی خیلی مهم تئاتر قرار می گیرند . جریان نقد در این دوران ویژگی تفسیری تحلیلی دارد. در دهه 70 جشنواره فجر بین المللی می شود و گروه های خارجی می آیند به جشنواره که دوره اعتلای اقتصاد تئاتر است . در دهه 80 اقتصاد تئاتر وابسته به تئاتری است که در سالن  سنگلج در زمستان سال 85 توسط آقای عبدی با نمایش اکبر آقا آکتور تئاتر کار شد که تعداد تماشاگران بالا بود . در دهه 70 دندون طلا  کار داود میر باقری در اوج است که 40 میلیون تومان فروش در ان روز بسیار رویایی و دست نیافتنی  بوده است .

دهه 80دوره شکل گیری جریانهای دیگری هم هست این جریانها ابتدا تخصصی حرفه ای است  این تیپ تئاترها باعث شد که شیوه هایی  جدی از تئاتر و نسل تئاتری به وجود بیاید. این منتقدتئاتر و روزنامه نگار همچنین اضافه کرد: تئاتر دیدن و  و نفس تئاتر خیلی هنر والا و بزرگی است تئاتر برای من یک گریزگاهی بود . من تئاتر را به مکانیسم فکری، معرفت شناسی و یک سیستمی از تداوم اندیشه پیشنهاد می کنم . گاهی می بینیم تئاتر دیدن خیلی چیزها به ما یاد داده است تئاتر چیز ساده ای نیست یک مکانیسم معرفت شناسی بزرگ است  تئاتر دامنه اندیشه را باز می کند و دیدن تئاتر باعث میشود آدم تحریک بشود تا قیلم به دست گیرد و بنویسد . شما برای منتقد شدن باید اول یک یادداشت ساده بنویسید و اول نظرات شخصی خودتان را از تئاتر بنویسید .  وی اضافه کرد: نقد تئاتر اولین مبحثش نوشتن است و مطالعه بسیار شرط است .  وی گفت: سینمای ما سینمای ما محلی و بومی است و سینما و ادبیات نسبت به تئاتر بسیار بهتر حرکت کرده اند و تئاتر الان به مراقبت تام و تمام نیاز دارد تئاتر ما وضعیت درخشانی ندارد چون تئاتر ما یک تئاتر دولتی است که بودجه برایش تعیین شده است و کم است و کفاف نمی کند . مشکل ما در تئاتر مشکل ساختاری است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1390ساعت 17:44  توسط ايليا آريايي نژاد  |