نيماي 60(درباه اسماعيل محرابي)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 18:42  توسط ايليا آريايي نژاد
|
براي او تفاوت چنداني نداشت كه در نقشي كوتاه و كناري روي صحنه برود. چند ديالوگي نه چندان پرطنين هم بگويد و احتمالاً ياد نقش «ياگو» يا «رودريگو» در اتللوي شكسپير بيفتد. سپس آن حرف تاريخي استانيسلاوسكي را با خود تكرار كند كه ياگو و رودريگو بازيگر نيستند بلكه آدمهاي واقعي هستند و به اين شكل جادوي بازيگري را نه در كم و كيف يك نقش بلكه همچون حسي متراكم و انرژي گستردهاي در لابهلاي احساس های عمومی و تواناييهاي مختلف يك جامعه تفسیر كند. آن ايام براي ابوالفضل پورعرب كه در دانشسراي هنر، تئاتر خوانده بود، همه چيز در سپيدهدم و غروب صحنه نهفته بود. آنجا كه صداي بازيگر تا صندلي آخر سالن حكمفرماست و آنجا آخرين تماشاگر سالن خود را در كنار بازيگر ميبيند. حوالي سالهاي 59 بود. تئاتر تهران انگار از همان حدود سالنهاي تئاتر شهر فرا نميرفت و خود به خود غروبهاي سنگيني هم داشت. براي ابوالفضل جوان، اما هنرپيشگي اگرچه در هر نقشي جذاب بود، گاهي با رؤيا و افسانه گره ميخورد. كمي هم ته دلش با پرده نقرهاي بود. بنابراين بايد تا حوالي يك لوكيشن ميرفت و تواناييهاي منحصر به فردش را در لنز دوربين به يادگار ميگذاشت. ابتدا دستيار كارگردان شد: «دزد و نويسنده» فيلم پركششي بود......
سال آينده، سال تئاتر ايراني باشد»، سپس محمدمطيع، رضا فياضي و هادي مرزبان نوشتههاي خود را مرقوم كردهاند. در گوشهاي از اين صفحه عكسي از نمايش لبخند باشكوه آقاي گيل با بازي محمدعلي كشاورز و محمد مطيع ديده ميشود. در صفحات بعدي نوشتههايي از اسماعيل خلج، گلاب آدينه، عزتالله رمضانيفر، عزتالله انتظامي، علي نصيريان و ايرج راد ديده ميشود. تماشاخانه قديمي و سالخورده سنگلج به تازگي تقويمي براي سال 91 چاپ كرده است كه خودش نوعي نوستالژي است. در اين تقويم ديواري عكسهايي از بازيهاي عزتالله انتظامي، جعفر والي، اكبر عبدي و... به چاپ رسيده است.
اولین کارگاه علمی آموزشی نقد تئاتر برگزار شداین منتقد افزود: در دهه 70 جریانهای دیگری در تئاتر ما شکل گرفت این جریانها با ظهور کارگردانهایی همراه شدکه در کنار اسامی خیلی مهم تئاتر قرار می گیرند . جریان نقد در این دوران ویژگی تفسیری تحلیلی دارد. در دهه 70 جشنواره فجر بین المللی می شود و گروه های خارجی می آیند به جشنواره که دوره اعتلای اقتصاد تئاتر است . در دهه 80 اقتصاد تئاتر وابسته به تئاتری است که در سالن سنگلج در زمستان سال 85 توسط آقای عبدی با نمایش اکبر آقا آکتور تئاتر کار شد که تعداد تماشاگران بالا بود . در دهه 70 دندون طلا کار داود میر باقری در اوج است که 40 میلیون تومان فروش در ان روز بسیار رویایی و دست نیافتنی بوده است .
دهه 80دوره شکل گیری جریانهای دیگری هم هست این جریانها ابتدا تخصصی حرفه ای است این تیپ تئاترها باعث شد که شیوه هایی جدی از تئاتر و نسل تئاتری به وجود بیاید. این منتقدتئاتر و روزنامه نگار همچنین اضافه کرد: تئاتر دیدن و و نفس تئاتر خیلی هنر والا و بزرگی است تئاتر برای من یک گریزگاهی بود . من تئاتر را به مکانیسم فکری، معرفت شناسی و یک سیستمی از تداوم اندیشه پیشنهاد می کنم . گاهی می بینیم تئاتر دیدن خیلی چیزها به ما یاد داده است تئاتر چیز ساده ای نیست یک مکانیسم معرفت شناسی بزرگ است تئاتر دامنه اندیشه را باز می کند و دیدن تئاتر باعث میشود آدم تحریک بشود تا قیلم به دست گیرد و بنویسد . شما برای منتقد شدن باید اول یک یادداشت ساده بنویسید و اول نظرات شخصی خودتان را از تئاتر بنویسید . وی اضافه کرد: نقد تئاتر اولین مبحثش نوشتن است و مطالعه بسیار شرط است . وی گفت: سینمای ما سینمای ما محلی و بومی است و سینما و ادبیات نسبت به تئاتر بسیار بهتر حرکت کرده اند و تئاتر الان به مراقبت تام و تمام نیاز دارد تئاتر ما وضعیت درخشانی ندارد چون تئاتر ما یک تئاتر دولتی است که بودجه برایش تعیین شده است و کم است و کفاف نمی کند . مشکل ما در تئاتر مشکل ساختاری است